مدل های حیوانات
بیماری کبد چرب غیر الکلی (NAFLD) تظاهرات پاتولوژیک مختلفی از جمله رسوب چربی، استئاتوز و ناهنجاری های پیشرونده در قند/لیپیدهای خون را در بر می گیرد. با پیشرفت بیماری، بالون شدن سلول های کبدی، نفوذ سلول های التهابی و فیبروز رخ می دهد. در حالی که مدلهای حیوانی باید به طور ایدهآل آسیبشناسی بالینی را برای آزمایشهای بالینی مؤثر نشان دهند، بازتاب کامل پاتوژنز و تظاهرات پیچیده استئاتوهپاتیت غیر الکلی (NASH) همچنان یک چالش است. از این رو، انتخاب مدلهای پاتولوژیک مناسب با ملاحظات بالینی مانند جمعیتهای هدف و نشانهها برای ارزیابی اثرات دارو در مراحل مختلف آسیبشناسی NASH ضروری است.

1. مدل های غذایی
مدل های حیوانی القا شده توسط رژیم غذایی باید به طور ایده آل شبیه الگوهای غذایی انسان باشد. با این حال، تفاوتهای ذاتی در رژیمهای غذایی طبیعی، مدلهای پاتولوژیک متفاوتی را در مقایسه با انسان ارائه میدهد. بنابراین، مدلهای غذایی مختلف، مانند رژیم غذایی پرچرب (HFD)، رژیم غذایی غربی (WD)، و رژیم غذایی پرچرب کمبود متیونین و کولین (MCD)، برای تقلید از آسیبشناسی معمول NASH طراحی شدهاند. این مدلها مکانیسمها و تظاهرات آسیبشناسی متمایزی را ارائه میکنند. به عنوان مثال، مدلهای MCD به سرعت تجمع چربی کبدی را تحریک میکنند و به دلیل کمبود مواد مغذی کلیدی، به التهاب و فیبروز میرسند. انتخاب مدل های مناسب برای ارزیابی فارماکولوژیک بر اساس مکانیسم های دارویی ضروری است.
2. القای شیمیایی آسیب کبدی یا فیبروز
عوامل شیمیایی مانند تتراکلرید کربن (CCl4) و تیواستامید از طریق مکانیسمهای مختلف باعث آسیب کبدی میشوند و تغییراتی را در آسیبشناسی بافتی مشابه پیشرفت NASH نشان میدهند. با این حال، مدلهای مبتنی بر مکانیسمهای آسیب سلولهای کبدی غیر مرتبط با پیشرفت NAFLD نمیتوانند به عنوان شاخصهای دارویی اولیه برای درمان NASH عمل کنند.
3. مدل های چند عاملی
مدلهای تک عاملی ممکن است تظاهرات بالینی را به طور کامل شبیهسازی نکنند و مستلزم چرخههای مدلسازی طولانی باشد که زمان مداخله دارویی را پیچیده میکند. ترکیب عوامل متعدد مانند رژیم غذایی پرچرب، آسیب شیمیایی کبد، و آسیب جزایر پانکراس، یک رویکرد جامع را ارائه می دهد، تظاهرات معمول NASH را ارائه می دهد و اثرات دارو را در مسیرهای مختلف ارزیابی می کند. با این حال، افزودن عوامل خطر به سادگی ممکن است رابطه ذاتی بین متابولیسم NASH و تعامل فیبروز را منعکس نکند و منجر به اختلاف ارزیابی شود.

اهداف درمانی
NASH ناشی از عوامل خطر مختلف از جمله مقاومت به انسولین، استرس اکسیداتیو و التهاب است که منجر به رسوب فیبر کلاژن در طول ترمیم می شود. استراتژیهای مداخله بر تنظیم متابولیسم گلوکز و لیپید، اقدامات ضد التهابی، محافظت از سلولها و اقدامات ضد فیبروز تمرکز دارند.
تمرکز و چشم انداز تحقیق فعلی
علیرغم داروهای کاندید متعددی که در حال توسعه بالینی برای NASH هستند، جمعیت بیمار در حال گسترش و نیاز بالینی قابل توجه بر راه طولانی پیش رو تأکید می کند. پیشرفتها در درک پاتوژنز NASH و مسیرهای متابولیک، کاوش در درمانهای ترکیبی و استراتژیهای بهینه توسعه دارو را برانگیخته است. با این حال، عدم قطعیتها در مراحل کارآزمایی بالینی وجود دارد و نیاز به تحقیقات عمیق در مورد مکانیسمهای پاتوژنز، بهینهسازی درمانهای ترکیبی، توسعه نشانگرهای زیستی برای ارزیابی اثربخشی، و افزایش طرحهای کارآزمایی بالینی برای تسریع در توسعه درمانهای موثر NASH دارد.

نتیجه
مطالعات فارماکولوژی غیر بالینی نقش حیاتی در ارزیابی اثربخشی، ایمنی و مکانیسم اثر داروهای درمانی NASH دارند. انتخاب مدل، شاخصهای مشاهده و تجزیه و تحلیل نتایج کارآزمایی برای ارائه شواهد علمی برای حمایت از پروتکلهای کارآزمایی بالینی حیاتی هستند. در آینده، با توسعه مداوم فنآوریهای جدید مانند چند omics و هوش مصنوعی، مطالعات غیر بالینی استراتژیهای توسعه دارو را بیشتر بهینه کرده و توسعه پزشکی دقیق برای NASH را ارتقا میدهد.











