1. مطالعات غیر بالینی شامل چه مواردی است؟
پاسخ:آزمایشهای غیر بالینی شامل مطالعات فارماکولوژی، آزمایشهای سمیت عمومی، آزمایشهای سموکینتیک و فارماکوکینتیک غیر بالینی، آزمایشهای سمیت باروری، آزمایشهای سمیت ژنی، سرطانزایی و سایر آزمایشها (فتوتوکسیکیت، وابستگی، سمیت ایمنی) و غیره است. در موارد درمان ترکیبی، مطالعات ایمنی غیر بالینی ترکیبی نیز ممکن است انجام شود. برای نسبت بالا (بیش از 10٪ از کل مواجهه سیستمیک و سطح مواجهه در مطالعات حیوانی کمتر از قرار گرفتن در معرض انسان است)، ممکن است نیاز به انجام مطالعات ایمنی غیر بالینی متابولیت ها باشد.

2. هدف از ارزیابی ایمنی غیر بالینی چیست؟
پاسخ:هدف از ارزیابی ایمنی غیر بالینی به طور کلی شامل روشن کردن ویژگیهای واکنش سمیت مرتبط با اندامهای هدف، وابستگی به دوز، رابطه مواجهه و برگشتپذیری بالقوه است. این اطلاعات را می توان برای تخمین دوز شروع ایمن و محدوده دوز برای آزمایشات بالینی انسانی مورد استفاده قرار داد (همانطور که قبلاً ذکر شد، NOAEL باید در آزمایشات سم شناسی برای محاسبه MRSD، حداکثر دوز شروع توصیه شده به دست آید)، و برای تعیین شاخص های نظارت بالینی برای پتانسیل واکنش های نامطلوب
3. چه مطالعات غیر بالینی برای آزمایشات اول در انسان مورد نیاز است؟
پاسخ:برای این سوال ابتدا لازم است نوع دارو مشخص شود. ICH M3 (R2) برای موقعیت های رایج در توسعه دارو قابل استفاده است و اصول راهنمایی کلی را ارائه می دهد. برای بیولوژیک، مطالعات غیر بالینی باید بر اساس الزامات ICH S6 انجام شود.
⑴فارماکوکینتیک:قبل از ارسال IND، دادههای مربوط به متابولیسم محصول مورد بررسی در گونههای مختلف و دادههای متابولیسم آزمایشگاهی در انسان و همچنین سرعت اتصال به پروتئین پلاسما کافی است. اطلاعات مربوط به جذب، توزیع، متابولیسم in vivo و دفع باید قبل از آزمایشات بالینی در مقیاس بزرگ (معمولاً فاز 3) تکمیل شود. آزمایشهای جذب PK عموماً در چندین گونه قبل از ارسال IND و تعیین PCC برای درک بهتر ویژگیهای PK دارو در گونههای مختلف انجام میشود، اگرچه در اینجا لازم نیست، که کمی عجیب است.

⑵فارماکولوژی ایمنی:ارزیابی اثرات روی سیستمهای قلبی عروقی، عصبی مرکزی و تنفسی باید قبل از ارسال IND، که ترکیبی از تستهای استاندارد فارماکولوژی ایمنی است، تکمیل شود. در صورت لزوم، آزمایشهای فارماکولوژی ایمنی تکمیلی ممکن است در طول کارآزماییهای بالینی انجام شود.
⑶مسمومیت با دوز تکراری:به طور کلی، یک آزمایش سمیت مزمن کوتاه مدت بر اساس طرح دوز اولیه IND ترتیب داده می شود. اگر دوره دوز نیاز به تمدید دیرتر باشد، آزمایش سمیت مزمن طولانیمدت برای حمایت لازم است.
⑷سمیت ژنتیکی:با هزینه نسبتاً کم، ترکیب تست سمیت ژنی می تواند قبل از ارسال IND تکمیل شود.
⑸سرطان زایی:آزمایش سرطان زایی باید قبل از تایید دارو کامل شود.
⑹سمیت تولید مثل:مشاهدات و ارزیابیهای سیستم تولید مثل باید در آزمایشهای مسمومیت با دوز مکرر قبل از ارسال IND برای ارزیابی اولیه سمیت تولید مثلی گنجانده شود، و در آزمایشهای بالینی، پیشگیری از بارداری دقیق کافی است. مطالعات سمیت باروری فاز I/II باید قبل از آزمایشات بالینی در مقیاس بزرگ تکمیل شود و مطالعات سمیت باروری فاز III باید قبل از تایید کامل شود.
⑺سمیت نوری:ارزیابی سمیت نوری باید قبل از ارسال IND تکمیل شود. اگر جذب مولی بیشتر از 1000 M-1cm-1 باشد، خطر سمیت نوری وجود دارد و آزمایش سمیت نوری باید قبل از آزمایشهای بالینی در مقیاس بزرگ انجام شود.
4. دوزها در آزمایشات سم شناسی چگونه باید تعیین شوند؟ چگونه باید بالاترین دوز را انتخاب کرد؟
پاسخ:با اشاره به «اصول راهنمایی فنی برای آزمایشهای مسمومیت با دوز مکرر دارو»، «در اصل، دوزهای بالا باید واکنشهای سمی آشکاری را در حیوانات ایجاد کند، دوزهای پایین باید معادل یا بالاتر از دوز مؤثر در حیوانات یا مصرف بالینی باشد، و دوزهای متوسط. باید بین دوزهای بالا و دوزهای پایین بر اساس مکانیسم و ویژگی های سمی تنظیم شود تا رابطه دوز-پاسخ سمیت بررسی شود.
در عمل، با در نظر گرفتن هزینه گران آزمایش های سم شناسی، انجام یک آزمایش دامنه یاب دوز (DRF) با چند پسته اولیای غیر انسانی مقرون به صرفه ترین و صرفه جویی در کار است. دوز برای آزمایشهای DRF نیز باید براساس مطالعات ایمنی اولیه انجامشده در طول تعیین اولیه PCC و مطالعات فارماکولوژیکی تنظیم شود. در حال حاضر بسیاری از موسسات همچنین آزمایشهای سمیت حاد را در کنار آزمایشهای DRF انجام میدهند، که آزمایشهای غیر GLP هستند، همانطور که در M3 (R2) ذکر شد، به دنبال اصل 3R برای کاهش استفاده از حیوانات.
برای گروههای با دوز کم، متوسط و بالا، معمولاً از فاصله 2-3 بار استفاده میشود. در تستهای سمشناسی رسمی، وضعیت ایدهآل این است که گروه با دوز بالا سمیت آشکاری را نشان دهد و گروههای با دوز پایین یا متوسط میتوانند به عنوان NOAEL استفاده شوند.
علاوه بر این، برای انتخاب بالاترین دوز، M3 (R2) نیز پاسخ های استاندارد را ارائه می دهد. به عبارت ساده، بالاترین دوز در سم شناسی یا باید حداکثر دوز قابل تحمل (MTD) یا حداکثر دوز امکان پذیر (MFD، که می تواند به عنوان حداکثر دوزی که حیوانات بر اساس ویژگی های محصول و حیوان می توانند تحمل کنند) باشد یا باید باشد. به اشباع نوردهی دست یابد، یا سطح مواجهه باید به اندازه کافی بالا باشد (به 50 برابر دوز بالینی مورد نظر برسد). به طور کلی، 1000 میلی گرم بر کیلوگرم در روز کافی در نظر گرفته می شود، مگر اینکه دوز بالینی مورد نظر به 1 گرم در روز برسد، و سطح قرار گرفتن در معرض 1000 میلی گرم بر کیلوگرم به 10 برابر سطح مواجهه بالینی نمی رسد، در این صورت شما نیاز به افزایش بیشتر دارید. دوز 10 برابر سطح مواجهه بالینی یا 2000 میلی گرم بر کیلوگرم در روز یا MFD.
5. کدام مطالعات در تحقیقات ایمنی غیر بالینی نیاز به پیروی از GLP دارند و کدامها نه؟
پاسخ:مطالعات فارماکولوژیک و فارماکوکینتیک نیازی به پیروی از GLP ندارند، در حالی که مطالعات فارماکولوژی ایمنی، سمیت ژنی، سمیت تولید مثلی و سمیت دوز تکراری نیاز به پیروی از GLP دارند.
6. طول مدت مطالعات مسمومیت با دوز تکراری غیر بالینی چقدر است؟
پاسخ:مدت زمان مورد نیاز برای حمایت از انجام کارآزمایی بالینی و تأیید بازار متفاوت است و باید مختص دوره دوز آزمایشات بالینی باشد. به عنوان مثال، برای بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، حداقل دوره آزمایش بالینی برنامه ریزی شده دو سال است. بنابراین، هنگام ثبت نام بیماران مولتیپل اسکلروزیس در کارآزماییهای بالینی، یک مطالعه سمیت مزمن غیرجونده 6-ماهانه و 9-ماهی مورد نیاز است که برای تأیید بازار کافی است. برای داروهای غیر سرطانی، یک مطالعه سمیت مزمن 4-هفتهای معمولاً برای حمایت از یک دوره دوز بیش از ۴ هفته برای آزمایشهای بالینی اول در انسان استفاده میشود.

7. چگونه حیوانات آزمایشی را برای ارزیابی ایمنی غیر بالینی انتخاب کنیم؟
پاسخ:به طور کلی، دو نوع حیوان استفاده می شود، جوندگان با موش ها انتخاب ارجح و غیر جوندگان با سگ های بیگل انتخاب ارجح هستند. البته، اصول تجزیه و تحلیل خاص محصول نیز باید رعایت شود. برای مولکولهای کوچک، انتخاب گونهها باید عمدتاً ویژگیهای متابولیکی محصول مورد بررسی را در حیواناتی که شبیه انسان هستند در نظر بگیرد. میتوان به «تست تجزیه و تحلیل و شناسایی متابولیتهای محصولات تحقیقاتی در موشهای CD{2}}، موشهای صحرایی SD، سگهای بیگل، میمونهای سینومولگوس و میکروزومهای کبد انسان» اشاره کرد و گونههایی با ویژگیهای متابولیک مشابه انسان را انتخاب کرد. گونه هایی با مقادیر و انواع متابولیت های مشابه انسان است. علاوه بر این، گونه انتخاب شده باید به محصول مورد بررسی حساس باشد. بر اساس تجربیات گذشته، برای یک داروی مولکولی کوچک، ویژگیهای متابولیکی آن در سگهای بیگل ممکن است مشابه انسانها اما با قرار گرفتن در معرض کم باشد.











